زبان ســرخ فــعلا حـــال بـــه روز شـــدن نـــدارد.
نویسنده: حامد رهنما در جمعه بیست و دوم مهر 1390 ساعت 11:49 موضوع | لينک ثابت
بعد از چند ماهی که مطلبی در زبان سرخ نوشته نشد هتاکی و بی احترامی افرادی که دم از دین و دیانت می زنند قلم زبان سرخ را وادار به نوشتن کرد.
رییس دفتر معلوم الحال رییس جمهور که بهتر است اورا رییس جمهور بخوانیم در سخنرانی های خود از زمان شهرداری تا به امروزمسائل مختلفی را مطرح کرده که هیچ یک از آنها با معیار دین سازگار نبوده است ٬که در زبان سرخ مطلبی با عنوان "بازیی به نام مشایی"در تاریخ۱/۱۲/۸۸ هم در این باره نوشته شد.
در دنیای مجازی ٬چندی پیش فایل صوتی که منتصب است به یکی از آفایان مداح پخش شد.
مگر پیامبر اکرم نفرموده است که همانا مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم٬فکر نمی کنم ادب اجازه دهد مطالبی که ایشان در آن مجلس که به یقین خانم ها هم حضور داشته اند را مطرح کنم٬ولی جناب آقای سعید حدادیان حق با شماست در جامعه ای که بد اخلاقی عادت بزرگان آن جامعه شود از شما و امثال شما بیش از این انتظار نباید داشت.
ولی فرق کوچک اما بزرگ شما با دیگران این است که پرچم ابا عبدالله را به دست دارید و خود را معلم اخلاق می نامید که البته خنده افرادیکه در مقابل شمادر مجلس نشسته اند ٬نشانگر موفقیت شما در آموزش و تربیت آنهاست!
استاد دانشگاه٬سعید خان حدادیان
نویسنده کتاب ارزشمند "جنگ دوست داشتنی "٬هم نام و هم مسلک شما ولی از نوع تاجیک ٬چندی پیش با هنر نمایی که کردند باعث شدند مقام معظم رهبری طی سخنرانی تندی با این حرکات برخورد کنند و آنها را بد اخلاقی بنامند.
اگر به مسائل مختلف کشور نقد هست که هست باید در فضایی مناسب مورد بحث و بررسی قرار بگیرد٬نه اینکه هر کسی که تریبون و یا منبری در اختیار دارد شروع به فحاشی و هوچی گری کند.
خدا کند که در توهمات خودتان این حرکات را انقلابی تلقی نکنید چون سخت در اشتباهید.
پس توده مردم پر بیراه نمیگویند که فلان گروه و فلان افراد بی منطق هستند.
در ضمن شما در سخنرانیتان خود را تصمیم گیرنده حزب الله خواندید٬این هم توهم قشنگیست!
امام صادق (علیه السلام ): « فحش دادن و بی احترامی ظلم است و ظالم در آتش دوزخ قرار دارد.»
نویسنده: حامد رهنما در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390 ساعت 23:6 موضوع | لينک ثابت
السلام علیک یا داعی الله
حدود ۳ماهه که در رابطه با هیچ مسئله ای مطلبی ننوشتم، فکر نمی کنم نیازی هم به مطرح کردن دلیلش باشه !
ولی امروز که برای تهیه عکس رفتم مصلی با خودم گفتم حیفه عکسارو تو زبان سرخ نفرستم و بلاخره این سکوت شکست.
یقیه عکس ها در آژانس عکس سوره
نویسنده: حامد رهنما در جمعه نوزدهم آذر 1389 ساعت 21:27 موضوع | لينک ثابت


"إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ" بىتردید ما این قرآن را به تدریج نازل کردهایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود
نویسنده: حامد رهنما در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ساعت 0:58 موضوع | لينک ثابت
"رییس جمهور باید ادبیاتش متین ،فاخر،با تعابیر جا افتاده و منصفانه باشد"
این بخشی از انتقاد شدید آملی لاریجانی به لحن وادبیات سخنرانی رییس دولت دهم بود که تیتر امروز روزنامه ها شده بود.
جملاتی همچو "اون ممرو لولو برد" "آب رو بریزید اونجاییتون که می سوزه" به ما میگن قطعنامه صادر میکنن، خوب بکنن، مگه شما چیه کی هستید" از زبان ریاست محترم جمهوری اسلامی جاری شده است.
برادر بزرگوار جناب آقای احمدی نژاد
زمانیکه حضرتعالی در جمع ایرانیان مقیم خارج در حال سخنرانی بودید بنده در حال مشاهده این مراسم بودم زمانیکه شما جملاتی نه چندان محترمانه ای را بیان کردید به عنوان یک ایرانی احساس بدی رو تجربه کردم.
"مردی از جنس مردم" "رییس دولت مکتبی "اینها صفتها ی فوق العاده ای برای شما بود ولی جهت یاد آوری خدمت شما، در مکتب اسلام اخلاق نیکواز سنت های پیامبر اسلام است.
در طول 5 سال ریاست شما چندین بار از جملاتی که در شان یک انسان ، نه مسلمان، نه پیرو اهل بیت نبود ،از زبان شما جاری و ساری شد.
شاید از دیگر مسئولان انتظاری نداشته باشیم ولی شما که در ابتدای تمام سخنرانی ها و مصاحبه های خود دعای عزیز و ارزشمند فرج را قرائت میکنید و مدعی این هستید که در جلسات خارج از کشور سیا ستمداران منتظر ند که پیام ایران اسلامی را بشنوند این پیام هر قدر هم تخصصی و اصولی باشد زمانیکه اخلاق اسلامی را به دنبال نداشته باشد ذره ای ارزش ندارد.
زمانیکه مترجمی به سختی فراوان فرمایشات شما را ترجمه می کند وتوسط خبر گزاریها به دنیا مخابره می شود آیا ابن تبلیغ اسلام وصدور انقلاب است یا.....
حضرت رسول برای زندگی هرچه بهتر مردم احادیث و روایات زیادی مطرح کرده اند که یکی از انها(از خندیدن بی مورد و سخن گفتن بی ادبانه بپرهیزید) ودر جایی دیگر می فرمایند:بهترین سخن،آن است که قابل فهم و محترمانه با شد"انوارالعلویه ص24"
یک فرد عادی اگر روزگاری دچار اشتباه شود خودش منحرف می شود ولی زمانیکه نفر اول اجرایی یک کشور اسلامی چنین بی ادبانه سخن بر زبان جاری میکند مسیر را به کلی منحرف و شاید در برخی موارد بدون بازگشت کند.
هیچ علاقه ای به نوشتن چنین متنی نداشتم ولی چه کنم که اشتباهات پی درپی حضرتعالی مجبورمان کرد با اینکه شاید هیچ وقت این دل نوشته هارا نخوانید ولی موفق وپیروز باشید.
لا تَقُولُوا باَلسِنَتِکُم ما یَنقُصُ عَن قَدرِکم؛
چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.
جلاءالعیون، ج۲، ص۲۰۵
نویسنده: حامد رهنما در دوشنبه هجدهم مرداد 1389 ساعت 22:3 موضوع | لينک ثابت

جان مريم چشماتو واكن.......
استاد محمد نوري خالق آثاري كه براي هميشه درذهن هاي ايرانيان نقش بست به ديار باقي شتافت.
نویسنده: حامد رهنما در یکشنبه هفدهم مرداد 1389 ساعت 10:32 موضوع | لينک ثابت
بجاي دست از شانه بال مي رويد
به ياد تو غزلي در خيال ميرويد
از آن دمي كه فتاده است دست تودر خاك
به جاي نخل از اين بيشه بال مي رويد
روز ولادت ابالفضل العباس به پيشنهاد يكي از دوستان راهي آسايشگاه جانبازان ثارالله در شمال تهران (زعفرانيه)شديم ـ تو مسير وقتي از اتوبان شهيد همت وارد اتوبان شهيد چمران شديم با خودم فكر مي كردم كه تو آسايشگاه بايد به جانبازاني اونجا ساكنند چي بگم بايد تشكر كنم يا دردودل ٬يا فقط بايد عيد رو تبريك بگم و ساكت بمونم.
با توجه به ترافيك ، قدري معطل شديم ترافيك كه چه عرض كنم نمايشگاه ماشين های خارجی چون كمتر ماشيني بود كه به دست توانمند متخصصين داخلي ساخته شده باشد!
بلاخره رسيديم بعد از هماهنگي با مسئول مربوطه وارد فضاي سرسبز آسايشگاه شديم براي ملاقات به سالني رفتيم كه تعدادي جانباز در حال مشاهده تكرار سريال فاصله ها بودند كه فقط به تبريك روز ولادت بسنده كرديم.
پس از اين ديدار نسبتا خشك رفتيم اتاق جانباز هميشه در صحنه ، موسي سلامت رفيق شفيق شهيد همت كسي كه ديگر گوشي براي شنيدن برايش باقي نمانده بود ولي با دست نوشته هايي منظورمان را به جناب آقاي سلامت مي رسانديم ، تو اتاق نسبتا كوچيك سلامت ده ها عكس از شهدا گرفته تا محمود احمدي نژاد و حبيب كاشاني و احسان عليخاني و خيلي هاي ديگري كه در عرصه هاي مختلف سياسي فرهنگي و ورزشي وجود خارجي دارند به چشم مي خورد .
و دليل اصلي نوشتن اين دل نوشته بعد از ۱ ماه سكوت قلمي ديدار با يك جانبازي بود كه روي ويلچر در كنار استخر آسايشگاه در حال صحبت كردن با تعدادي ملاقات كننده بود چون زمان تنگ بود قصدمان فقط فقط سلام عليك بود ولي به پيشنهاد جناب آقاي جانباز مجبور به نشستن روي صندلي هاي پلاستيكي حياط آسايشگاه شديم چهره آشنايي نداشت و بعد از اينكه دوربينم رو جهت عكاسي مشاهده كرد
سوال كرد: خبرنگاريد؟
اصلا دل خوشي از خبرنگارها نداشت و دليلش رو سانسور حرف هايي كه ميزد مطرح كرد.
كم كم دردودل كردنش شروع شد ـمي گفت آن زمان وظيفه ما رفتن بود و بين خوب وبد بايد خوب را انتخاب مي كرديم يكي از دوستانش را مثال زد كه روزگاري همبازي او بود باهم به مدرسه مي رفتند و زندگي مي كردند ولي ابتداي جنگ او مسيري را كه او انتخاب كرد نپسنديد و امروز در يكي از شهر هاي سوييس زندگي كاملا مرفهی رو تجربه مي كنه ولي او براي رفع تشنگي بايد محتاج پرستار باشه.
منتظر بودم كه تنها دغدغه اش رو در همين مسائل مطرح كنه ولي نه اين مشكل آقاي جانباز نبود خيلي هم راضي بود مي گفت وظيفه ما اين بود و به آن عمل كرديم ولي بعد از جنگ همه به وظايف خود و تعهدات خود پايبند نبودند ،در رابطه با جوانان و وضع ناخوشايند آنها سخن مي گفت دررابطه با اعتياد و وضع فاصله بيش از حد طبقاتي حرف مي زد در رابطه با اين كه وقتي خبرگزاريها و رسانه نسباتا ملي به آنجا مي آيد و وقتي شاهد اين صحبت ها مي شوند آنها را سانسور مي كنند و فقط خاطرات سلامت در رابطه با همت را نشان مي دهند ـ آقاي جانباز بايد هر هفته ۲ عمل انجام دهد كه هر كدام از انها ۴ ساعت بيهوشي را به دنبال دارد .
سرم به شدت درد گرفته بود نمي دونم چي شد ولي جانباز ديگري كه او هم بر روي ويلچر نشسته بود و پاهايش كاملا بي حس بود با گرمي خاصي سلام عليك كرد بعد از گذشت زماني فوق العاده كوتاه دردو دلش واشد مثل اينكه اينجا همه درد از نوع دل دارند ، با خنده گفت : جانباز تا زنده هست موي دماغه و وقتي ميميره ميشه تاج سر و فوقش يكي از خيابانهاي الف تا ي ولنجك و به نامش مي كنن ، مي گفت براي كوچكترين پانسمان بايد از ولنجك تا بلوار كشاورز و بيمارستان ساسان سفر كنند چون تو بخشنامه جديد آمده در آسايشگاه پرستاران حق پانسمان ندارند.
گفت:يكي از مسئولان بلند مرتبه جمهوري اسلامي كه رفيق دوستان هم هست در روزگاري نه چندان دور طالب اين بوده كه عزيزان جانباز لطف كرده و محل آسايشگاه را تخليه كنند تا سفارت يكي از كشورهاي نسباتا متمدن را به آنجا انتقال دهد .
در آخر گفت : اين قرارمون نبود
ضربان قلبم كمي تند تر از حالت عادي مي زد كه شاهد ورود يكي از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي شديم ولي جناب جانباز مثل اينكه خيلي از ورود اين مقام سياسي خوشحال نشد ، بعد از خدا حافظي از اين عزيزان به سمت منزل راه افتادم بلعكس كارناوال هاي عروسي غم عجيبي رو احساس مي كردم صدها سوال بي جواب تو سرم بود دوست داشتم يكي به اين سوالات جواب منطقي بده.
اون تعداد از مسئوليني كه جنگ رو نديدند و در كشور هاي اروپايي به تحصيل و تنظيم پايان نامه مشغول بودند كه هيچ ، عده اي كه روزگاري در جبهه هاي حق عليه باطل به عنوان رزمنده حضور داشتند الان چه شده مصلحت بر اين است كه سرداران دكتر شده آدرس منزلشان به دليل مسائل امنيتي تغيير كند وبا عوض شدن آدرس خود هم عوض ...شوند.
مگر نبود آن وزير سابقا محترم وزارت اطلاعات كه در يكي از برنامه هايي كه آخر نفهميديم درباره ديروز است يا امروز يا شايد هم براي فردا برنامه مي ريزد علني بيانيه صادر كرد با اين مضمون كه ساده زيستي فقط براي مقام رهبري كشور و مختص مقام معظم رهبري است و ديگر مسئولان معاف از اين دستور اسلام هستند.
اين جانبازان عزيزترين چيزي كه داشتند ،جانشان را در كف دست گرفتند براي اينكه پرچم انقلاب ۵۷ زمين نماند ، مگر مي شود بگوييم امروز اينها نمي فهمند و يا از روي فشار اين صحبت ها را مي كنند نه! صحبت ها و دردودل هاي ذكر شده از زبان دختري با حجاب غير اسلامي ! مطرح نشده خانم مجري VOA,BBCهم اینها را به زبان نیاورده یقینا میگویم اکبر گنجی و سازگاراو منوچهر محمدی هم نگفته اند
اینها دردودل جانبازانی بالای ۷۰٪ است که انگشتر عقیقش و پینه نقش بسته به پیشانی و خستگی صدایش گواه و شاهد خلوص و صداقت در گفتارشان هست.
آری یادمان باشد این قرارمون نبود.
نویسنده: حامد رهنما در شنبه بیست و ششم تیر 1389 ساعت 18:24 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

بی لشگریم،حوصله شرح قصه نیست
فرمانبریم،حوصله شرح قصه نیست
با پرچم سفید به پیکار می رویم
ما کمتریم،حوصله شرح قصه نیست
فریاد می زنند ببینید و بشنوید
کورو کریم،حوصله شرح قصه نیست
تکرار نقش کهنه خود در لباس نو
بازیگریم،حوصله شرح قصه نیست
آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند
یکدیگریم،حوصله شرح قصه نیست
همچون انارخـون دل از خـویش
می خوریم
غم پروریم،حوصله شرح قصه نیست
آیا به راز گوشه چشم سیاه دوست
پی می بریم؟حـوصله شـرح قصه
نیست
فهرست اصلی
پیوندها
پيوندهای روزانه
نوشته های پیشین
POWERED BY